سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
LOVE ahmad and parya
 
LOVE ahmad and parya
پنج شنبه 3 فروردین 91 :: 12:28 صبح ::  نویسنده : احمد بهرامی یاراحمدی       

متن عشقولانه و فانتزی
اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز
هر سال این فکر را به یادمان می آورد.پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند. .


 


******************************************


 


متن اداری
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد
رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت
را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم


 


******************************************



متن ادبی
سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند
و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...
کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...
زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و
چون همیشه امیدوار وسال نومبارک...


 


******************************************



متن زیبا ودوستانه
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش



******************************************



 


عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران باید
اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم . . .


 


******************************************


 


لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید
رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن
روزهایت رنگارنگ
سال نو مبارک . . .


 


******************************************


 


درشکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی
اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم . . .


 


******************************************


 


جشن است که نوروز به پا خاسته است.شادی و سعادت جهان ان تو باد.از هر دو جهان فقط تو را می خواهم . . .


 


******************************************


 


نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر عشق های
بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی . . .


 


******************************************


 


نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند . .


 


******************************************



متن عاشقانه
در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم . . .


 


******************************************


 


نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست اگر چه کوتاهترین شبش یلدا باشد . . .


 


******************************************


 


نوروز پیام آور مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم . . .


 


******************************************



متن ادبی و محترمانه
نوروز شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفسیر می کند . . .


 


******************************************


 


زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند
نوروز جشن نکوداشت نگاه تو ست پس نوروز بر تو فرخنده باد . . .


 


******************************************


 


متن ادبی
چه افسانه ی زیبایی... زیباتر از واقعیت .. راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند
که نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است؟
نوروز مبارک


 


******************************************


 


باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند
تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند
و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود
طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند . . .


 


******************************************


 


و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها
و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند
و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند . . .


 


******************************************


 


و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد
تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند
و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند . . .



******************************************



و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد
و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه پربار چمن را
به نظاره می نشیندو همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء
نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد . . .


 


******************************************


 


رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را / میرسد مـــژده گل بلبل خوش الحان را
ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی / خدمت ما برسان سرو گل ریحـــان را


 


******************************************


 


ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیـــــدی / چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی
خندان و تازه رویی سر سبز و مکشبویی / همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی


 


******************************************


 


فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید
جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد


 


******************************************


 


متن اداری
بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز بهار زندگیتان بی انتها باد سال نو مبارک


 


******************************************


 


متن دوستانه و اداری
با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد،


برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد


 


******************************************


 


ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها ای تدبیر کننده روز و شب ای دگرگون
کننده حالی به حالی دیگر حال مارا به بهترین حال دگرگون کن سال نو مبارک


 


******************************************


 


مثل لحظه ای که باغ, در ترنم ترانه شکوفا میشود, غرق در شکوفه میشود روزگارتان بهـار
لحظه هایتان پر از شکوفـه باد. سال نـو مبارک


 


******************************************


 


بنگر به رستاخیز طبیعت که چه زیباست . و هر سال ستاخیزی دیگر را تجربه می کنیم و چه زیباتر رستاخیز انسان در این عصر آهن وتباهی


 


******************************************


 


متن برای دوستان وبلاگی
ورود به این عید سعید باستانی بنا به دلایل فنی برای شما مسدود می باشد . لطفا اصرار نفرمایید!عید شما مبارک


 


******************************************



متن برای پدر و مادر
عید نوروز را به
گلهای یاس بهشت آرزوهایم ،پدر و مادر عزیزم
که عطرشان پایدار ومهرشان ستودنی است
تبریک می گویم



******************************************



متن اداری و مودبانه
با سلام-در آستانه فرا رسیدن "عید نوروز باستانی" و طمطراق پیک بهاران و آغاز سال نو تبریک
و تهنیت صمیمانه را تقدیم شما و خانواده محترمتان داشته و در پرتو الطاف بیکران خداوندی
، سلامتی و بهروزی، طراوت و شادکامی، عزت و کامیابی را آرزومندیم.




موضوع مطلب :


یکشنبه 27 آذر 90 :: 12:50 عصر ::  نویسنده : احمد بهرامی یاراحمدی       

گوشیم رو روی ویبره گذاشتم، رو میز داره می لرزه میپرسه داره زنگ می خوره؟ پ ن پ، خربزه خورده فکر اینجاش رو نکرده...

*می خوام برم خونه چشمام قرمزه... به رفیقم می گم چشمام قرمزه؟ میگه آره می خوای همین جوری بری؟ پ ن پ، صبر می کنم تا سبزشه بعد حرکت می کنم.

*به استاد می گم: لطفا کمکم کنید دارم مشروط می شم! میگه نمره می خوای؟ پ ن پ، نظر شما رو درمورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم می خوام!

*رفتم جیگر بخرم، می گم یه دست جیگر می خوام، میگه جیگر گوسفند؟ پ ن پ، مهربون جیگر خودت رو!

*وسط خیابون ماشین محکم زده بهم، پخش شدم رو زمین، میگه تصادف کردی؟ پ ن پ، تو محوطه جریمه خودم رو انداختم زمین از داور پنالتی بگیرم! میگه زنگ بزنم اورژانس؟ پ ن پ زنگ بزن برنامه نود فردوسی پور ببین پنالتی بود یا نه.

*شب کولر رو از سرما خاموش کردم داداشم میگه سردت شده که داری می لرزی؟ پ ن پ، رفتم رو ویبره، نگران نباش بگیر بخواب شارجم تموم می شه، منم می خوابم! 

*رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟ پ ن پ، سه راه آذری، دربست.

*رفتم سوپرمارکت می گم یه نوشابه بزرگ بده... میگه یعنی خانواده باشه؟ پ ن پ، مجردم بود اشکالی نداره، فقط محجوب باشه، اهل دود و دم هم نباشه!

*رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم، میگه وای خفاشه! پ ن پ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا.

*تمام پام رو گچ گرفتم، دوستم اومد خونمون عیادت، می پرسه شکسته؟ پ ن پ، رفیقم اورتوپده، یه تعارف زد منم تو رودروایستی موندم.

*تو صف عابر بانک وایسادم، یارو اومده می گه تو صفی؟ پ ن پ، وایسادم اینجا که تو پولوتو گرفتی انگشتتو با زبون من خیس کنی پولت رو بشماری!

*سوار تاسکی ام. میگم آقا نگه دارید، میگه پیاده می شی؟ پ ن پ، میخوام باد لاستکارو چک کنم!

*هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم. آمپول ها رو دادم به پرستاره. میگه آمپول بزنم؟ پ ن پ، توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!

*صدای خر و پفش نمی ذاره بخوابیم. تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر و صدام اذیتت می کنه؟ پ ن پ، فقط خواستم بگم جنس صدات رو دوست دارم، می خواستم بت بگم سعی کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کن...

*بابام با چکش به جای میخ زده به دستم از درد دو متر رفتم آسمون اومدم پایین... تازه می پرسه خورد به دستت؟ پ ن پ یاد گل خداداد عزیزی به استرالیا افتادم، دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم، عجب گلی بود عجب گلی

*یارو با موتور زده بهم... خوردم زمین سرم شکسته داره خون میاد؟ اومده میگه سرت داره خون میاد؟ پ ن پ من خودنویسم جوهرم پس داده.





موضوع مطلب :


دوشنبه 30 آبان 90 :: 5:57 عصر ::  نویسنده : احمد بهرامی یاراحمدی       

لپ تاپ رو پامه دارم باهاش کار میکنم بابام اومده تو اتاقم میگه لپ تاپت روشنه ؟ میگم پَـــ نَ پَـــ رو زمین داشت گریه میکرد گذاشتمش رو دلم آروم بگیره بعد بش میگم کاری داری باش مگه ؟ میگه پَـــ نَ پَـــــ صدا گریه اش تا تو اتاق من میومد اومدم بهت بگم گناه داره بغلش کن


پارتی بودیم … ملت اون وسط داشتن دستارو تکون میدادن و میرقصیدن …
رفیقم میگه دارن میرقصن!؟
پَـــ نَ پَــــ اینجا گیر افتادن! دارن برای هلیکوپتر امداد دست تکون میدن تا نجاتشون بده


رفتیم واسه عروسی باغ اجاره کنیم … یارو میگه جای امن میخای ؟
پَـــ نَ پَـــ یه باغ بده تجاوز خورش خوب باشه مهمونا روش حساب کردن !


بابام با چکش به جای میخ زده به دستم از درد دو متر رفتم آسمون اومدم پایین …
تازه میپرسه خورد به دستت؟
پَـــ نَ پَـــ یاد گل خداداد عزیزی به استرالیا افتادم، دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم، عجب گلی بود عجب گلی


یارو با موتور زده بهم ….خوردم زمین سرم شکسته داره خون میاد اومده میگه سرت داره خون میاد؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ من خودنویسم جوهرم پس داده


تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم ، یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید
دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟ گفتم پـَـــ نَ پـَــ برد سیستم عاملشو آپدیت کنه فردا میاره


به داداشم میگم سر رات داری میای یه لیوان ابم بیار بهم میگه تشنته میگم:پـَـَـ نَ پـَـَـــ من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم


رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین، میگه بال مرغ؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم


زنگ زدم عکاسی نوبت بگیرم واسه عکس گرفتن ، دختره گوشی رو برداشته ، میگم ببخشید خانم امروز وقت خالی کی دارید ؟ میگه واسه عکس گرفتن ؟ پَـــ نَ پَـــ واسه اینکه با خونواده خدمت برسیم !!! بعد میخنده میگه 6 وقت داریم . بهش میگم قبل از 6 هم کسی نوبت داره ؟ میگه پَـــ نَ پَــــ امروز رو کلا واسه شوهر آیندم خالی کردم .


به بابام میگم تلویزیونو بزن کانال دو … میگه روشنش کنم ؟
پَـــ نَ پَــــ تو بزن دو … من هُل میدم روشن شه ….


رفتیم کوه … دارم چوب جمع میکنم …
میگه می خوای با چوبا آتیش درست کنی؟
پَـــ نَ پَـــ پشت دریاها شهریست قایقی خواهم ساخت …


مانتوش 15 سانت بالای باسن مبارکشه، آرایششم که شبیه جن و پری شده … حالا بماند که موهاش قرمزه !
میگه به نظرت برم بیرون گشت ارشادم بهم گیر میده ؟!
پَـــ نـ پَـــ میبرنت صدا و سیما تو برنامه‌ی زلال احکام به سوالات شرعی مردم پاسخ بدی


 




موضوع مطلب :


دوشنبه 30 آبان 90 :: 5:54 عصر ::  نویسنده : احمد بهرامی یاراحمدی       

من یه نفر فقط تو تاکسیم ، پولو دادم به راننده
میگه : یه نفر ؟
پَ نَ پَ 4تا حساب کن مشتری شیم


.


.


.


میگم آقا خمیر دندون سفید کننده می خوام ؟
میگه برا دندونات ؟؟؟؟؟
پَ نَ پَ میخوام کاسه دستشویی رو برق بندازم


.


.


.


جلو عابر بانک تو صف وایسادم یارو میگه ببخشید شمام پول میخاین ؟
پَ نَ پَ خونه کامپیوتر نداریم میام اینجا فیس بوکم رو چک کنم


.


.


.


حالا از تاکسی پیدا شدم به راننده نیگا میکنم ، میگه باقی پولتو میخوای ؟
میگم پَ نَ پَ میخوام یه دل سیر نیگات کنم که میری دلتنگت نشم !


.


.


.


بچه داییم به دنیا اومده ، همه خوشحال و اینا ، مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین ؟
پَ نَ پَ میخایم همین جوری ولش کنیم اسمش بشه نیو فولدر


.


.


.


خودم رو بدو بدو به اتوبوس رسوندم راننده میگه میخوای سوار بشی ؟
پَ نَ پَ میخوام براتون سفر خوشی رو آرزو کنم !!!!


.


.


.


رفتم به همسایه مون میگم تخم مرغ داری ؟
می گه می خوای غذا درست کنی ؟
پَ نَ پَ میخوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسی داره


.


.


.


از ماموریت برگشتم ، همکارم میگه سفر کاری تشریف داشتین ؟
پَ نَ پَ سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه !


.


.


.


به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه ؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش ؟
پَ نَ پَ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس ، میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم


.


.


.


مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس
دوستم اومده میگه : اِاِاِاِاِ مرغ عشقت مرد ؟
پَ نَ پَ کمر درد داشت ، دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس


.


.


.


تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم ، یه آدم خوشحال اومده داره با ما سنگ قبرا رو می خونه ، بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین ؟
پَ نَ پَ دستیار عزرائیلم ، اومدم ببینم کسی زودتر از موقع نمرده باشه


.


.


.


ساعت 11 اومدم خونه ، مامانم میگه الان اومدی ؟؟؟
پَ نَ پَ 2ساعت پیش اومدم ، الان تکرارش داره پخش میکنه


.


.


.


تو جاده پلیس دیدم ، دستمو کردم بیرون انگشتمو می چرخونم
رفیقم میگه : داری به ماشینای روبرویی علامت میدی ؟
پَ نَ پَ دارم هوا رو با انگشتم هم میزنم خنک بشه


.


.


.


کامپیوترم یه ویروس وحشی گرفته بود ، رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم
بعد سه ساعت اسکن ، ویروس رو پیدا کرده پیغام داده : آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید ؟
پَ نَ پَ میخوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه عصای دستم بشه


.


.


.


سر امتحان برگه تقلبم رو درآوردم دارم مینویسم ، مراقبه دیده میگه تقلبه ؟
میگم پَ نَ پَ طرز تهیه میرزا قاسمیه !!!


.


.


.


رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم ، مربیه میگه : بچه رو میبریدش ؟
میگم : پَ نَ پَ همین جا میخورمش


.


.


.


دارم کباب درست میکنم رو منقل و سیخای کبابو میگردونم ، اومده میگه کباب درست میکنی ؟
پَ نَ پَ دارم فوتبال دستی بازی میکنم


.


.


.


سر کلاس آیین نامه رانندگی پلیسه یه تابلو را از من پرسیده ، میگم عبور دوچرخه ممنوع ! میگه این دوچرخه است ؟
میگم پَ نَ پَ تانکه ! میگه پَ نَ پَ و مرض ! هنوز فرق دوچرخه با موتورگازی را نمیدونی ؟


.


.


.


زنگ زدم 115 ، میگه آمبولانس میخواین قربان ؟
پَ نَ پَ یه پلیس 110 میخوام ، بقیشو هم آدامس بدین !


.


.


.


صبح دیرم شده به مامانم میگم یه سیب برام بیار ، میگه واسه اینکه الان بخوری ؟
پَ نَ پَ میخوام کله سحری چک کنم ببینم قانون نیوتن هنوز سر جاشه یا نه !!!


.


.


.


به استاد میگم لطفا کمکم کنید دارم مشروط میشم !!!
میگه نمره میخوای ؟
پَ نَ پَ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم میخوام


.


.


.


سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید ، میگه پیاده میشی ؟
پَ نَ پَ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم !


.


.


.


تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه ، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم میخوای گاز بزنی ‌؟
پَ نَ پَ من میخوام لیس بزنم !


.


.


.


رفتم واسه استخدام ! یارو میگه اومدی واسه استخدام ؟
گفتم پَ نَ پَ اومدم ببینم کی استخدام میشه ازش شیرینی بگیرم !


.


.


.


نصف صورتم ورم کرده رفتم دکتر ، دکتره میگه آبسه کرده ؟
پَ نَ پَ باده اون ور صورتم خوابیده !!!


.


.


.


پیک پیتزایی میاد در میزنه ، یارو میگه پیتزا آووردی ؟
پَ نَ پَ اومدم آشغالاتونو ببرم




موضوع مطلب :


دوشنبه 30 آبان 90 :: 5:52 عصر ::  نویسنده : احمد بهرامی یاراحمدی       
لپ تاپ رو پامه دارم باهاش کار میکنم بابام اومده تو اتاقم میگه لپ تاپت روشنه ؟ میگم…

 


پَـــ نَ پَـــ رو زمین داشت گریه میکرد گذاشتمش رو دلم آروم بگیره بعد بش میگم کاری داری باش مگه ؟ میگه پَـــ نَ پَـــــ صدا گریه اش تا تو اتاق من میومد اومدم بهت بگم گناه داره بغلش کن

پارتی بودیم … ملت اون وسط داشتن دستارو تکون میدادن و میرقصیدن …
رفیقم میگه دارن میرقصن!؟
پَـــ نَ پَــــ اینجا گیر افتادن! دارن برای هلیکوپتر امداد دست تکون میدن تا نجاتشون بده

رفتیم واسه عروسی باغ اجاره کنیم … یارو میگه جای امن میخای ؟
پَـــ نَ پَـــ یه باغ بده تجاوز خورش خوب باشه مهمونا روش حساب کردن !
چشام پر اشک، بغض تو گلوم
میگه میخوای گریه کنی ؟!
پَـــ نَ پَــــ میخوام ببینم با چشام میتونم بشاشـم ؟!

بابام با چکش به جای میخ زده به دستم از درد دو متر رفتم آسمون اومدم پایین …
تازه میپرسه خورد به دستت؟
پَـــ نَ پَـــ یاد گل خداداد عزیزی به استرالیا افتادم، دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم، عجب گلی بود عجب گلی

یارو با موتور زده بهم ….خوردم زمین سرم شکسته داره خون میاد اومده میگه سرت داره خون میاد؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ من خودنویسم جوهرم پس داده

تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم ، یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید
دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟ گفتم پـَـــ نَ پـَــ برد سیستم عاملشو آپدیت کنه فردا میاره

به داداشم میگم سر رات داری میای یه لیوان ابم بیار بهم میگه تشنته میگم:پـَـَـ نَ پـَـَـــ من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم

رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین، میگه بال مرغ؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم
دختره داره غرق میشه میگم دستتو بده به من میگه می خوای نجاتم بدی؟!
پَـــ نَ پـَـــ میخوام واست لاک بزنم!

دوستم پشت چراغ به ماشین بغلی گفت خانوم میشه شمارتونو داشته باشم ؟
دختره شصتشو بلند کرد ،بعد رفیقم میگه به نظرت بهم بیلاخ داد؟
گفتم پَـــ نَ پَــــ پیشنهادت خیلی قشنگ بود داره لایک میکنه

زنگ زدم عکاسی نوبت بگیرم واسه عکس گرفتن ، دختره گوشی رو برداشته ، میگم ببخشید خانم امروز وقت خالی کی دارید ؟ میگه واسه عکس گرفتن ؟ پَـــ نَ پَـــ واسه اینکه با خونواده خدمت برسیم !!! بعد میخنده میگه 6 وقت داریم . بهش میگم قبل از 6 هم کسی نوبت داره ؟ میگه پَـــ نَ پَــــ امروز رو کلا واسه شوهر آیندم خالی کردم .

به بابام میگم تلویزیونو بزن کانال دو … میگه روشنش کنم ؟
پَـــ نَ پَــــ تو بزن دو … من هُل میدم روشن شه ….
رفتیم کوه … دارم چوب جمع میکنم …
میگه می خوای با چوبا آتیش درست کنی؟
پَـــ نَ پَـــ پشت دریاها شهریست قایقی خواهم ساخت …

مانتوش 15 سانت بالای باسن مبارکشه، آرایششم که شبیه جن و پری شده … حالا بماند که موهاش قرمزه !
میگه به نظرت برم بیرون گشت ارشادم بهم گیر میده ؟!
پَـــ نـ پَـــ میبرنت صدا و سیما تو برنامه‌ی زلال احکام به سوالات شرعی مردم پاسخ بدی

دارم به خواهر زادم دیکته میگم … رسیده آخر خط میگه دایی برم سر خط ؟!
پَ نـــ پَ بقیشو رو فرش بنویس !

پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم میگه اااا می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می خوام بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش !!

اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا میزنه…هم خونه ایم اومده میگه داره جون میده..؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ قیافه تورو دیده از خنده ریسه رفته
دیشب با دوستم داشتیم حکم بازی میکردیم … بی بی انداختم …
میگه بی بی بازی کردی؟
پَـــ نَ پَـــ انداختم وسط یه شوهر خوب واسش گیر بیاریم

 


میگم دوست پسرم همش شک داره میخوام ازش جدا شم میپرسه به تو؟پـَـَـ نَ پـَـَــــ به نتیجه ی انتخابات ریاست جمهوری 2سال پیش



گزارش گر صدا و سیما در حال تهیه گزارش از وضعت کار و اشتغال جوانان…
سلام شمااز وضعیت کاری جوانان راضی هستین؟؟
بله…
-خودتون کجا کار می‌کنید؟؟
…- تو گاوداری..!!!
- کارگر هستین؟؟؟
- پَـــ نَ پَـــ…گـاویم…لباس کارگر پوشیدیم میخوایم از بیمه بیکاری استفاده کنیم

تو بیابون داد زدم خدا،صدامو میشنوی؟یه نور از آسمون اومد پایین گفت: پـَــــــــ نَ پَــــــــ نشستم با ابی چای مینوشم.

آقاهه 98 سالشه ، می گه : وصیت ناممو بنویسم ؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ بشین یه چشم انداز 20 ساله ی جامع بنویس برا آیندت ، قدر جوونیتم بدون

(منو داداشم دو قلوییم)در حال قدم زدن بودیم داداشم چند متر جلوتر از من راه میرفت یارو اول داداشمو دید اومد جلوتر منو دید, رنگش پرید برگشت گفت دو قلویید گفتم:پـَـــ نَ پـَـــ اجسام از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیک تر است

رفتم پمپ بنزین به یارو میگم 40 تا بزن
میگه 40 لیتر؟
پَـــ نَ پَــــ 40 تا قاشق چای خوری

به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟ میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پَـــ نَ پَــــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد

از دل درد دارم میمیرمو جلوی دستشویی دارم پیچ و تاب میخورم .
بعد 2 ساعت یارو اومده بیرون میگه دستشویی داری ؟؟

میگم پَـــ نَ پَـــ دیدم فضای مناسب و دلبازیه اومدم موج مکزیکی تمرین میکنم.

ایستک خریدم ، در باز کن رو دادم به دوستم ، میگه : با این بازش کنم ؟!!!

میگم پَــــ نَ پَــــ !!! روش راست کلیک کن ! اوپن ویت رو بزن ! با اینترنت اکسپلور بازش کن !!

همچین نگام میکنه میگه : کاش وی پی ان داشتم ! چون اگه الکل داشته باشه فیلتره !!!
به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ تو نگهشدار من نردبون و میچرخونم!

 


رفیقم اسم خانومم رو توی شناسنامه دیده. میگه: اِ زنته؟ میگم: پـَ نَ پـَ، دختر همسایس اسمش تو شناسنامه باباش جا نشده اینجا زدن گم نشه



داداشم میخواد ببینه چند کیلوه ، میگه برم رو ترازو ؟!
میگم : پَـــ نَ پَـــ ، کلیک راست کن رو خودت ، برو تو پروپرتیس ببین چند کیلویی !!!
تازه میخنده میگه : احمق جون اگه موسو رو خودم نگه دارم مینوسه چند مگم !!!
دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعا خالیه!؟
میگم پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون !!

میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟
سرخ پوسته گفت پَـــ نَ پَـــ ژاپونه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم!

دارم رو تردمیل عینه خر میدووم یارو مبگه اینجوری میدویی لاغر کنی؟؟میگم پـَــ نَ پـَـــ دارم واسه نقش آفرینی تو سری جدید میگ میگ آماده میشم…!!

پایان نامم تموم شده زنگ زدم به استاد میگه میخوای دفاع کنی؟پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام حمله کنم

از دستشویی اومدم بیرون، همکارم منتظر وایستاده منو دیده میگه، تو بودی تو دستشویی؟ میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ سه نفر دیگه هم هست، من اول شدم !

رفتم سر یخچال به مامانم میگم موز خریدی؟میگه پـَـَـ نَ پـَـَــــ خیاره تو زعفرون خوابوندم.

دوستم زنگ زده خونمون بهم میگه فردا میای دانشگاه جزوه هارو بیار…..مامانم میگه دوست دانشگاهیت بود؟….پَـ نَ پَـ دوست زمون جنگ بود تو عملیات والفجر 8 …..نقشه ی عملیات رو میخواست ببینه

نمونه…برای آزمایش بردم آزمایشگاه. دختره میگه:برای آزمایش آوردین!؟؟
میگم :پـَـَـ نَ پـَـَــــ آوردم شما غنی سازیش کنی ببرم واسه نیروگاه اتمی بوشهر

 


***
آنتی پـَـَـ نــ پـَـَــــ :
حموم بودم، مامانم می زنه به در می گم بـــله ؟ می گه حمومی ؟ می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی.
میگه : در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری، آها یه چیز دیگه احتمالا آبگرمکن رو هم خاموش میکنم





موضوع مطلب :


دوشنبه 30 آبان 90 :: 5:50 عصر ::  نویسنده : احمد بهرامی یاراحمدی       

از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن، طرف میگه بفرستم واستون؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ آپلود کن، لینکش رو بده، دانلود میکنم


میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟
سرخ پوسته گفت پـَـَـ نــه پـَـَــــ ژاپنه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم


رفتم داروخونه، میگم باند دارین؟ میگه باند پانسمان؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ باند فرودگاه ! میخوام فرود بیام !


جلو توالت عمومی… آقاهه میگه ببخشید شما هم تو صف توالت وایسادین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ما سوسکیم اومدیم عید دیدنی


تو رستوران پیشخدمتو صدا کردم. میگم آقا توی سوپ من مگس افتاده! میگه مرده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ هنوز زندست، داره شنا میکنه، صدات کردم بیایی نجاتش بدی!


به دوستم میگم من عاشق این ماشین شاسی بلندام. میگه منظورت پرادو و رونیزو ایناست؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ منظورم کامیونو تراکتورو ایناست!


روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم


دراز کشیده بودم لب استخر. دوستم میگه آفتاب می گیری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خورشید مسابقه گذاشتیم، هر کی دیرتر بخنده برندس !


رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم. مربیه میگه بچه رو میبریدش؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ همینجا میخورمش


دارم کباب درست میکنم رو منقل و سیخای کبابو میگردونم. اومده خودشو لوس کرده با لحن بچه گونه میگه کباب درست میکنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم فوتبال دستی بازی میکنم


جلو عابر بانک تو صف وایسادم یارو می گه ببخشید شمام پول میخاین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خونه کامپیوتر نداریم میام اینجا فیس بوکم رو چک کنم


رفتم دفتر هواپیمایی میگم عجله دارم میشه پرواز امروز شیراز رو واسم چک کنید؟ میگه اگه جا داد بگیرم؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ نگیر بذار پر شه من فردام میام چک میکنم با هم بخندیم


سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!


رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکم سریع تر. میگه شمام دستشویی داری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری ؟!


رفتم دنبال دوستم، زنگ خونه رو زدم میگم منتظرم، میگه بیام پایین؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بیا بالا پشت بوم، با هلیکوپتر اومدم


با دوستم رفته بودیم استخر غریق نجات اومده میگه میخوایین شنا کنین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم تو آب حل بشیم به عنوان املاح معدنی مردم استفاده کنن


سوسکه را کشتم جنازشو ورداشتم ببرم بندازم بیرون. همسرم بین راه نگاه میکنه میگه کشتیش؟
میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو دستشویی خوابش برده بود دارم میبرمش تو رختخوابش بخو ابه


سر کلاس آیین نامه رانندگی پلیسه یه تابلو را از من پرسیده. میگم عبور دوچرخه ممنوع. میگه این دوچرخه است؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَـــ تانکه. میگه پـَـَـ نــه پـَـَـــ و مرض! هنوز فرق دوچرخه با موتورگازی را نمیدونی؟



با دوستم رفتیم دکتر زیبایی ، منشیه میگه می خوای دماغتو کوچیک کنی؟
منم گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم بکوبم 4 طبقه بسازم!!!


تو کلاس دستمو بالا گرفتم......استاد میگه شما سوال داری؟؟؟
میگم پَــ نَــ پَــ تف زدم سره انگشتم دارم جهت بادو تعیین میکنم !


دارم تراکِت پخش می کنم تو خونه ی مردم ، بعد یه زنه اومده میگه آقا شما تراکت پخش می کنید؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ !! نقاشی کشیدم دارم میندازم خونه مردم ، با اس ام اس بهم نمره بدن !




موضوع مطلب :


شنبه 21 آبان 90 :: 7:44 عصر ::  نویسنده : احمد بهرامی یاراحمدی       

خوان چارم ، انفجاری ساعتی.


 

 


 

خوانِ پنجم هم ، همان خوان کهن


 

خوان پنجم


 

 باز هم،


 

 هنگامه ی دیو سپید


 

دیو دودآسادَم ِ، افسون دَمِ ، ناگه پدید


 

یا همان پتیاره ی


 

 بر خاک وخاکستر نشان.


 

 


 

ابروان، کژدم


 

دهان، غاری لجن بو


 

گیسوان مانند مارانی پریشان روی دوش.


 

هم به مانندِ  دژِ ویرانه ی پاییز


 

دندانهاش، نا همگون


 

ناخن و دندان و شاخش زهرآگین و پلید


 

دیو جادوی سپید.


 

 


 

خوانِ شش


 

خوان وارون دژ


 

استخوان تازه در آخور، برای آهوان


 

یونجه در بند ِ  هُمای


 

 


 

خوانِ هفت


 

خوان آهرمن نشانِ زشت رو


 

خوانِ  خویِ  بد


 

خوان زشتی ها، پلشتی ها


 

بد کُنشتی ها.


 

 


 

رستم دستان، ز چاهِ داستان ، دیگر نخواهد خاست


 

مردم آتش به دست و، رستمان نو به نو را


 

چاره و اندیشه ای،


 

دیگر نمی آید به یاد


 

رستمی دیگر بباید با نیایش زآسمان خواست


 

رستمی بشکوه و نستوه و سترگ


 

رستمی افسانه ای


 

 


 

هفت خوان را


 

 رستمی دیگر بباید


 

رستمی دیگر...


 

 


 

  رستمی دیگر بباید


 

 تا که جادو بشکند


 

رستمی دیگر بباید


 

 تا بهاران، بشکفد


 

رستمی با فَرَّهی، ایزد نشان


 

رستمی، بس پارسا همواره و،


 

فرماندهی دادار - داد


 

رستمی رویینه تن


 

 رستمی،آهرمنی در هم شکن


 

 دشمن شکن.


 

 


 

رستمی دیگر بباید؛ تا جهان را نو کند




موضوع مطلب :


شنبه 21 آبان 90 :: 7:44 عصر ::  نویسنده : احمد بهرامی یاراحمدی       

هفت خوان دیگری


 

اژدهای هفت سر  مانند


 

پیش پای ِ مردم آتش به دست و، رستمان نو به نو


 

گسترانیده ست


 

یال و کوپال ستبر


 

همچنانک اکوان ِ دیو


 

 


 

 خوانِ یک،


 

 خوان اژدرهاست


 

رنگ آن، رنگ شب یلدا


 

دهان، آتشفشان ِزهر و خون


 

زخم آجین اژدهایی خون فشان


 

چتر های آتشین بی شمار


 

 


 

 


 

خوان دوم


 

 خوانِ آن ساعت شنی آسا، که پوشانَد جهان


 

اندک اندک همچو برفی جاودان


 

زَهردودش هم، ببارد زآسمان.


 

وای؛


 

گر بدینسان پوشد و،  بارد چنان


 

 نِی نشان از خانه ماند، نِی ز خوان


 

 


 

خوانِ سوّم؛ خوانِ درد،


 

خوانِ  بس، مردم شکار


 

خوانِ خرچنگ،


 

خوانِ شیرین تلخ


 

خوانِ  کم دزبان دژان، درهم شکن


 

خوانِ آسیب ِ جگر


 

خوانِ کژدم، خوانِ اژدر، خوانِ اژدرمار...


 

هان


 

گر بدینسان بر شمارم خوان به خوان


 

هفت خوانم می شود هفتاد – خوان


 

 


 

خوانِ چارم


 

نِی نشان از آب یابی،  نِی سراب


 

 


 

چون نِی انبان ها


 

 تَهی از سکّه و، از نان و، آب


 

-کیسه هایی پر ز باد.-


 

 


 

همچنان


 

 آبستن بی چیزی و هر پوچ و هیچ


 

با شکم هایی که آماسیده است از گشنگی.


 

 


 



موضوع مطلب :


شکستی آدمی درهم شکسته.


جوانمردی همین بود ؛ ای گسسته


که تنهایم گذاری ؛ زار و خسته.


 


تو که عمری حدیث عشق خواندی


به ناگه ؛ ناگهانی ؛ پشت کردی


گیاه عشق را از ریشه کندی


 


مرا بردی به کاخ آسمان ها


رهایم کردی از آن اوج آنگاه


مگر من مرد مرگ ارزانم آیا


که زیر پام ؛ تهی کردی به ناگاه 


 


فریبا نوش تلخ واقعیت


گمان دارم که عضو حزب بادی


مگر سطل زباله بودم آیا


که یک شب بر سر راهم نهادی


 


نه از بد بودنم ؛ از ناتوانیم


تو بودی آن که در پنهان ؛ بریدی


تو می گفتی که " یا تو یا فقط تو"


چه پیش آمد که ناگاهان بریدی


 


حدیث عشق پیش تو همین ست


" نه خانی آمده نه رفته خانی.


نه دیداری ؛ نه پیغامی ؛ نه یادی


 نه برگشتی ؛ نه پیمانی ؛


 نه دیگر خان و مانی"        


 


 


"کسی کآسان به نیکو برگزیند


نمی ترسد که تقدیرش بگردد


نمی ترسد خداوندش ببیند"


 


تو اونجا بودی آیا ؟ اون ؛ وقتی


که داشتن سرنوشتو می نوشتن؟


چرا پس تا سه سال از "عشق" گفتی؟


                                       


جواب "های" در دنیا بود "هوی"


ولی این "هوی" گاهی دیر ؛ گه زود


ولی این "هوی" گاه اینجا ؛ گه آنسوی


 


تو پنداری خدایت بسته پیمان


که جز نیکی برای تو نیارد


به پاس آنکه بد کردی به جایم


برایت کامیابی ها نگارد


 


به من جز ناتوانی ؛ تلخی و هجر


به تو جز شادی   نو نو نبارد


نه جان من ؛ همه اهل زیانیم


جز آن کو بذر نیکویی بکارد


 


بدان ؛ تقدیر می آید سراغت


کسی آید که قالت می گذارد


ولی مرهم نیابی بهر داغت


                                             


کسی آید که آسیبت زند سخت


ولی هرگز نیبابی دست بر او


کسی ؛ تقدیر فامی ؛ ایزدی رخت




موضوع مطلب :


شنبه 21 آبان 90 :: 7:29 عصر ::  نویسنده : احمد بهرامی یاراحمدی       

من آن موجم که آرامش ندارم

به آسانی سر سازش ندارم

همیشه در گریز و در گزارم

نمیمانم به یکجا . بی قرارم

سفر یعنی من و گستاخی من

همیشه رفتن و هرگز نماندن

هزاران ساحل و نادیده دیدن

به پرسشهای بی پاسخ رسیدن

من از تبار دریا

از نسل چشمه سارم

رها تر از رهایی

حصار بی حصارم

ساحل حصار من نیست

پایان کار من نیست

همدرد و یار من نیست

کسی که یار من نیست

در انتظار من نیست

صدای زنده بودن در خروشم

به ساحل چون میآیم . خموشم

به هنگامی که دنیا فکر ما نیست

برای مرگ هم در خانه جا نیست

اگر خاموش بشینم روا نیست

دل از دریا بریدن کار ما نیست




موضوع مطلب :


1   2   3   4   5   >>   >   
درباره وبلاگ

لوگو

آمار وبلاگ
بازدید امروز: 2
بازدید دیروز: 6
کل بازدیدها: 7765